پاتوق مجازی نورالهدایی ها

پاتوق مجازی نورالهدایی ها

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «داستان هرسه فیاد کشیدیم الله اکبر» ثبت شده است



ما،در خانه یک همافر مستاجر بودیم.می دانستیم که طرفدار شاه است.من کلاس دوم راهنمایی بودم .هرروز سر کلاس بچه ها از تظاهرات وکشته شدن مردم حرف می زدند.از رفتن روی پشت بام ها والله اکبر گفتن ها برای هم تعریف می کردند.انها که کمی دل و جراتشان بیشتر بوددر تظاهرات هم شرکت می کردند.مردم روی پشت بام ها الله اکبر می گفتند.باخودم می گفتم :چه میشد ماهم روی پشت بام می رفتیم والله اکبر می گفتیم!ولی افسوس!اگر این کار را می کردیم ،صاحب خانه مان دمار از روزگارما در می اورد.همافری که صاحب خانه ما بود دو پسر داشت:کاظم ومحسن.یکی از انها دیپلم گرفته بود ودیگری سال سوم دبیرستان بود.آنها هرشب دیر به خانه می امدند.چندبار صدای پدرشان را شنیده بودم که فریاد می کشید ودعوایشان می کرد.ان شب بود که فهمیدم چرا کاظم ومحسن دیر به خانه می آیند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۳ ، ۱۶:۵۲
نورالهدی امام رضا