پاتوق مجازی نورالهدایی ها

پاتوق مجازی نورالهدایی ها

ماجرایی از کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع)

شنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۳، ۰۴:۰۸ ب.ظ



امام حسن علیه السلام توی حیاط نشسته بودند.یکی از خدمتکاران وکنیزان منزل که از بیرون واردحیاط شد،شاخه گلی را که در دست داشت تقدیم امام کرد.حضرت نگاهی به شاخه گل ونگاهی به کنیز کردوفرمود:تورا در راه خدا آزد کردم!کنیز خیلی خوشحال شد ولبخند زد.یکی از دوستان امام علیه السلام که این منظره را می دید،به حضرت گفت:آقا این کنیز فقط یک شاخه گل ناقابل به شما داد،شما اورا آزاد کردید؟ آیا بهتر نبود پاداش کوچکتری به او م دادید؟حضرت نگاه شیرینی به آن مرد کرد وفرمود:خداوند ما را این طور پرورش داده که هرگاه کسی برای ما کار خوبی انجام دهد،ما بیشتر از آن کار به او پاداش می دهیم!

نظرات  (۱)

۲۹ آذر ۹۳ ، ۱۶:۱۱ خرید ملک در ترکیه
ممنون استفاده کردیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی