پاتوق مجازی نورالهدایی ها

پاتوق مجازی نورالهدایی ها

نماز قضا

چهارشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ۰۳:۴۳ ب.ظ



آن روز عصر خانه ی مادربزرگ خیلی شلوغ بود.همه ی قوم وخویش ها آن جا جمع بودند.خاله،عمه،دایی وعمو.نسرین هم با پدر ومادرش به خانه ی مادربزرگ رفته بودوهمه خوشحال بودند.برگترها مشغول پختن غذاوچیدن میوه وشیرینی بودند.این شلوغی ومهمانی برای این بود که مادربزرگ از زیارت خانه خدا برگشته بود.بچه ها با خوشحال باهم بازی می کردند.آن روز برای نسرین روز خیلی خوبی بود.چون باز هم می توانست درکنار بچه ها باشد وبا انها بازی کند.نسرین بادختر خاله اش طاهره طناب بازی می کرد.طاهره پرسید:نسرین نماز ظهر وعصر را خواندی؟نسرین به اسمان نگاه کرد وگفت:"نه ولی هنوز وقت داریم.حالا تا غروب خورشید خیلی مانده است"طاهره گفت:پس باز هم بازی می کنیم بعد نماز می خوانیم."

نسرین وطاهره بازی خود را ادامه دادند.ان ها انقدر سرگرم بازی بودند که متوجه گذشتن وقت نمی شدند.کم کم افتاب رفت وهوا تاریک شد.ناگهان نسرین طناب را روی زمین انداخت وگفت:وای نماز نخوانده ایم!بعد هر دو با عجله وضو گرفتند وبه اتاق رفتند.مادربزرگ توی اتاق نشته بود واز سفر خانه خدا وجاهایی که رفته بود تعریف می کرد.نسرین وطاهره جانماز ها را پهن کردندتا نماز بخوانند.حالاخورشید کاملا غروب کرده بود وصدای اذان از مسجد به گوش می رسید.مادربزرگ با تعجب به نسرین وطاهره نگاه کرد وگفت:"چرا انقدر عجله می کنید؟صبرکنید تا اذان تمام بشود،آن وقت نماز مغرب وعشا را بخوانید."نسرین گفت:"مادربرگ می خواهیم اول نماز ظهر وعصر را بخوانیم."مادربزرگ گفت"الان؟حالا که وقت گذشته است!؟طاهره گفت که مادربزرگ داشتیم بازی می کردیم ،یادمان رفت.مادربزرگ گفت:نماز ظهر وعصر شما قضا شده است.باید قبل از اینکه خورشید غروب کند نمازتان را می خواندید.نسرین وطاهره سرشان را پایین انداختند.مادربزرگ گفت:کار بدی کردید.حالا نماز قضا را حتما بخوانید.از این به بعد هم یادتان باشد که نماز خواندن واجب تر از هر کاری هست.نسرین به طاهره گفت:ای کاش اول نماز می خواندیم بعد بای می کردیم! مادربزرگ گفت:دختر های خوبم نماز خواندن هم وقتی دارد،اگر می خواهید خدا شما را خیلی دوست داشته باشدوهیچ وقت نمازتان قضا نشود،صبح وظهر وشب با شنیدن صدای اذان نمازتان را اول وقت بخوانید.طاهره و نسرین از مادربزرگ تشکر کردندوآماده ی خواندن نماز شدند.مادر بزرگ خندید وگفت:نمازتان را بخوانید بعد بیایید تا سوغاتی هایتان را بدهم.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۸/۲۱
نورالهدی امام رضا

داستان نماز قضا

نماز قضا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی