پاتوق مجازی نورالهدایی ها

پاتوق مجازی نورالهدایی ها

سلام برمحرم

شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۴، ۰۴:۲۷ ب.ظ



صبح که شد خورشیدازپشت کوهها بالا آمدویواشکی از آسمان پایین را نگاه کرد.خیلی عجیب بود.!ان پایین روی زمین همه چیز یک جور دیگر شده بود.همه جاپرشده بود ازپرچم.پرچم های سبز وسیاه وقرمز.پرچم های عزاداری.خورشید آهی کشید وبه پرچم ها که با باد تکان تکان می خوردندنگاه می کرد.بادیدن آنها حسابی دلش گرفت.یاد خاطره ای قدیمی افتاد.اتفاقی تلخ وغمگین .کربلا ظهر گرم عاشورا .خورشیدغمگین شد.یک دفعه صورت گرد وطلایی اش پر ازاشک شد.او اشکهای طلایی اش راپاک کرد وهمین جور که پایین را نگاه می کردونور طلایی اش را همه جا می پاشیدداد زد:سلام محرم. سلام ماه شمشیر.سلام ماه شهادت.سلام سرزمین گرم کربلا.سلام برشماوامام حسین شهید علیه السلام.سلام بریاران فداکارآن حضرت وسلام بر عزاداران حسینی.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۲۵
نورالهدی امام رضا

داستان کودکانه

ماه محرم

محرم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی